شاید خیلی از شماها بعد از خواندن این پست مرا مسخره کنید. شاید هم با خودتان بگویید که عجب خودشیفته ای هستم من. اما چه تشویقم کنید چه تقبیح ، من این کار را کردم و دوستش داشتم.

یادتان می آید از جایزه ای بیست هزار تومانی بانک صحبت کرده بودم و بدبیاری هایی که نصی

 بم شد؟ حتما فکر می کنید بازهم بدبیاری آوردم؟ نه   . پس فکر می کنید قیافه آدم های خیر را به خودم گرفتم و پول را به خیریه اهدا کردم. ؟ نه .اینقدر ها هم دست و دلباز نیستم!

جریان از این قرار است که امروز رفتم و تمامی پولم را آلبوم موسیقی خریدم. بعد از آن هم کاغذ کادویی خریدم و به بهترین نحو که بلد بودم آلبوم ها را کادو کردم. و همه اش را هدیه دادم به ... ( دوست دخترم . هه هه  هه     نه) .همه اش را به خودم هدیه دادم.

احتمالا این جمله معروف را شنیده اید که آنچه باعث خوشحالیتان می شود را به خودتان هدیه

  کنید. من هم دقیقا همین کار را کردم.

قبل از اون داشتم به این موضوع فکر می کردم که با این بیست هزار تومان چکار می تونم بکنم؟ گفتم میشه دوباری پیتزا خورد. یا می تونم توی جیبم بگذارم تا هر جایی نیاز داشتم خرجش کنم. اما بعدا فکر کردم یک کاری بکنم که برایم ماندگار باشه و خاطره ای ازش داشته باشم. چه خوب چه بد. 

احتمالا  فکر کادو کردنش کارمسخره وپرخطری بود . در لحظاتی احساس کردم با نگاه عاقل اندر سفیه اعضای خانواده روبه رو شدم ( چون زمانی که کادو را در دست من دیدند فکر های بدی در مورد ارتباط های من با دیگران کردند) آخه یکی نیست بعه آنها بگوید آیا به قیافه معصوم من می خورد که برای یک جنس مخالف کادو بخرم . نه شما بگویید . استغفراله

 به کسانی که فکر  نمی کنند که کارم مسخره است ( حتی کسانی هم که فکر می کنند کارم مسخره اشت) پیشنهاد می کنم یکبار این کار را تجربه کنید.  ضرری ندارد.


 پی نوشت: استاد محمد نوری هم به دیار باقی شتافت تا سال های نحس موسیقی ایران ادامه یابد. روحش شاد.