من بهترین وبلاگ نویس ایرانم!
اگر بخواهیم دقیق بنگریم ، موارد زیادی را می توانیم در این جامعه پیدا کنیم که حساب و کتاب ندارد. یکی از این موارد آمار است. بحث آمار از زمانی بیشتر سر زبان ها افتاد و در هر کوی و برزنی هر کسی آماری رو می کند که در مناظره ها از این مقوله بی کنتور استفاده فراوانی شد. تا جایی که آمار های رییس جمهور فعلی و پیشین به یک ضرب المثل تبدیل شد. یادتان که هست جمله معروف " مدارکشم موجوده". این مشکل از جایی نشات می گیره که هیچ نهاد و سازمانی مشخصی نیست که این وظیفه را بر عهده بگیرد یا سازمان هایی خصوصی نداریم که به دور از جانب داری و به صورت میدانی آمار تهیه کند. به طور مثال نمی دانیم در مورد نرخ تورم باید به چه آماری اکتفا کنیم. قضیه به یک بازی با اعداد برای تحریف ذهن عامه مردم تبدیل شده است. همین الان انگشت بر روی هر آماری که بگذارید موارد ابهامی زیادی می شود در آن پیدا کرد. از همین نرخ تورم بگیر تا میزان اشتغال ، مسکن ، در آمد ، مدرک تحصیلی افراد ، میزان رضایت بینندگان از برنامه های تلویزیونی و ... . هر کدام از این موارد از سوی سازمانی دولتی یا وابسته به آن منتشر می شود ، اما آننچه که ما در زندگی شخصیمان می بینیم کاملا متفاوت با این موارد است. به طور مثال در زمان انتخابات یکی از نامزدها نسبت به نرخ بالای تورم اعتراض داشت در حالی که رییس جمهور از کاهش نرخ تورم خبر می داد و حدود 15 درصد بین نرخ تورم عنوان شده از سوی طرفین اختلاف وجود داشت. زمانی که بانک مرکزی نظر خودش را اعلام کرد نرخ بالای تورم را تکذیب نکرد اما عنوان کرد اگر به صورت نقطه به نقطه حساب کنیم حرف رییس جمهور هم درست است.اما چیزی که مردم در بطن جامعه می دیدنداز قبیل قیمت گوشت ، مرغ ، لبنیات ، پوشاک و مسکن حاکی از نرخ بالای تورم داشت.این به این معنیست که آمار بازیچه دست است و کاربرد دیگری ندارد.
یک مورد ملموس تر همین کنکور است. الان در شهر ما دو موسسه بزرگ هستند که یکی مدعی است 90 رتبه تک و دو رقمی دارد. موسسه دیگر هم اذعان دارد که تعداد زیادی از رتبه های تک و دو رقمی از این موسسه هستند. موسسات دیگر هم همینطور. که اگر کسی این ارقام را جمع کند می بیند ار کل افراد زیر 100 بیشترمی شود. شاید فکر کنید که تعدادی در هر دو موسسه حضور داشتند اما جالب آن است که بیشتر افراد با رتبه زیر 100 در هیچ موسسه ای ثبت نام نمی کنند.
خودمان هم همینطور هستیم .نمی خواهم بگویم که این درد دولتمردان است . خودمان هم در کوچکترین موارد آمارسازی می کنیم. مثلا روز امتحان می گوییم من دیشب ده ساعت درس خواندم در حالی که اینطور نبوده. یا کارخانجات آمار تولید بیشتر یا کمتر از اصل ارائه می کنند یا در کارهای اجرایی مثلا می گوییم پنجاه درصد پیشرفت فیزیکی داشتیم که خلاف واقع است.
این مسایل همه مربوط به ضعف فرهنگی ماست. این که همیشه از تمدن غنی و فرهنگ بالا صحبت کنیم راه به جایی نمی بریم . کم کم داریم به این وضعیت نا مناسبمان عادت می کنیم.
