تبليغاتX
..::افرند::..
شنبه هشتم بهمن 1390
چه کسی بت ها را شکست؟

آخرین جلسه ترم قبل زبان ، استاد از تک تک بچه ها خواست تا انتقاد و پیشنهاداتشون را روی یک برگ کاغذ به صورت بی نام بنویسند. اما از اون جایی که من به شخصه آدم رک و روراستی هستم برگه کاغذ را نگرفتم و در عوض به صورت مستقیم حرفم و در واقع انتقاداتم را بهش گفتم. اهل چاپلوسی نیستم که با خودم فکر کنم الان به صورت مستقیم و در برابر بقیه همکلاسی ها این کار را نکنم. راحت حرفم را می زنم. چه تقدیر و تشکر باشد و چه انتقاد.انتقاداتم هم بد نبود. گفتم که به خاطر خصوصیات اخلاقی بیشتر ما ایرانی ها ، بهتره که بعضی چیزها  به اجبار از ما خواسته بشه. به خاطر این که تنبلی در خون ما ایرانی ها هست. مثل وقتی که میگیم بعضی از خصوصیات فطری است به نظر من ایرانی ها هم تبنلی را به عنوان یک خصوصیت فطری و جغرافیایی از بدو تولد در خون  خودشون حس می کنند. در نهایت به استاد گفتم که بهتره که در کنار این کتاب اصلی منابع دیگری را هم معرفی کنید و بعد از بچه ها بخواهید با اجبار و تهدید و به قول معروف به ضرب و زور که اون منابع را مطالعه کنیم. تجربه اش را دارم که ترم هایی که استاد سخت گیرتری داشتیم و استاد تمرین هایی بیشتری بهمون واگذار کرده بهتر نتیجه گرفتم و بیشتر پیشرفت کردم.

در همین فکر ها بودم که دیدم ما ایرانی ها ( وقتی از "ما" نام می برم همان مایِ نوعی است و مسلما استثناهای فراوانی هم هست. پس خواهشا به خودتون نگیرید.) خصلت های عجیب و غریب فراوانی داریم که نمی دونم چرا این قدر در کشور ما مشهوده ولی در دیگر کشورها چه توسعه یافته چه جهان سومی و رشد نیافته این قدر مشهود نیست. از مثال های بارزش که بگذریم مثل نحوه رانندگی کردن و ... می رسیم به موردی که این روزها بیشتر به چشمم میاد.اونم عدم مسولیت پذیریه. یکبار در یک مصاحبه شغلی شرکت کردم و کارشناس محترم از من سوال کرد که به نظر خودت بهترین خصوصیت اخلاقیت چیه ؟ خیلی راحت  و مثل چیزی که برام مثل روز روشن بود گفتم که مسولیت پذیرم. اگر کار و مسولیتی روی دوشم بود خودم را موظف میدونم که تا پایان هم به درستی انجامش بدهم. اگر موفقیت آمیز بود نتیجه تلاش و کوشش من بوده و اگر هم شکست و خرابی به بار آمد باز هم مسولیتش با منه و نه هیچ کس دیگر. به نظر شما این مورد در ما ایرانی ها پیدا میشه یا نه؟ فقط کافیه که نگاهی کوتاه به اطرافمون بنداریم تا مثال های فراوانی در مورد عدم مسولیت پذیری مشاهده کنیم. مثلا در مورد فوتبال . کسانی که فوتبال دوست هستند حتما مصاحبه های بعد از مسابقات را دیدند. مربی تیم شکست خورده شروع می کند به انتقاد. اول از داور بازی ، بعد از زمین کج و نا هموار ، بعد از بازیکنان مصدوم تیم خودش ، بعد از نحوه بازی کردن تیم حریف و ... زمین و زمان را به هم می دوزند تا بار و مسولیت این شکست را از سر خودشون باز کنند و بگویند آقایان و خانم ها مسولیت این باخت روی دوش هر کسی ممکنه باشه غیر از من که مسئولم. اما این مثالی نیست که حس کنم واقعا ما مسولیت پذیر نیستیم. بعد از این همه مدت که بازار سکه و ارز مثل دریای خلیج فارس به شدت نا آرام و مواج بود(!!) بالاخره چشممان به جمال نورانی وزیر اقتصاد روشن شد. حالا ما از این قضیه چه پیش زمینه ایو پیش فرض هایی داشتیم؟! تمام مردم با گوشت و استخوانشون این همه نا آرامی را حس کرده بودند. همه می دونستند که هر روز قیمت طلا و ارز درحال اوج گرفتن است،  اما در اخبار و رسانه ها از بحران اقتصادی اروپا و کم ارزش شدن نرخ یورو و ... می شنیدیم. نمی دونم آن ایمیل به دست شما هم رسیده یا خبرش را شنیده اید یا نه که مدیر شرکت خودروسازی تویوتا - به خاطر نقصی که در یک سری از ماشین هایش بود- در برابر مردم و تمام رسانه ها به رسم ادب و فرهنگ ژاپنی ها تعظیم کرد و به این نحو از تمامی مردم عذر خواهی کرد. در ایران همه از این همه نا آرامی و بی ثباتی خسته شدند و منتظر هستند تا یک نفر بیاید و مسولیت این اوضاع را بپذیرد. نیازی به تعظیم به سبک ژاپنی ها نیست ، با یک قبول مسولیت و عذر خواهی مردم باور می کنند که هنوز کسانی هستند که در راس امور هستند . مجلس هم منتظر حضور تیم اقتصادی دولت در صحن مجلس هستند ولی خبری از آن ها نیست. حالا با این پیش فرض و انتظارات با چه صحنه ای روبه رو می شویم؟!

می بینیم که رییس دولت و وزیر اقتصاد که از قبل حرف های خودشان را با هم یکی کرده بودند در برابر رسانه ها قرار می گیرند و از این می گویند که کی بود کی بود من نبودم! وزیر اقتصاد با همان لحن آرامش که در روز استیضاح داشت در برابر رسانه ها می گوید یک خبرگزاری قیمت طلا و ارز را اشتباه اعلام کرده بوده . رییس دولت هم وقتی می بیند درِِ سفارت خانه انگلیس تخته شده و نمی تواند بگوید کار انگلیسی ها بوده ، خودی ها را نشانه می گیرد و می گوید که مخالفانش بازار سکه و طلا را مواج کرده اند. مانند دوران دبستان نتیجه گیری اخلاقی ما این است که دولت در این زمینه بی تقصیر بوده و هیچ گونه مسولیتی ندارد. این بازار  ناآرام دسیسه عده ای از مخالفان دولت و انقلاب و کسانیست که التزام عملی ندارند....والا

پی نوشت : من همچنان فکر می کنم بهترین خصیصه اخلاقیم  ( آن هم در ایران ) این است که مسئولیت پذیرم.

پی نوشت 2 : کارشناس محترم وقتی از من پرسید که بدترین خصوصیت اخلاقی چیست ؟  گفتم رک بودن و روراستی!!

+ يادداشت در 18:28 توسط امیرحسین ...
یکشنبه دوم بهمن 1390
در جستجوی...

در حالی که همه جای کشور سفید پوش شده  ، مسابقانت تنیس اوپن استرالیا به یک چهارم نهایی رسیده ، قیمت دلار و سکه طلا به رقم های تخیلی رسیده ، هفته های کاریمون به صورت یک روز کار/ یک روز تعطیل در آمده ، بازار موسیقی به خاطر ماه های محرم و صفر به خواب زمستانی فرو رفته ، نمایندگان مجلس در حال اثبات التزامشان به اسلام هستند ، اصغر فرهادی بعد از گلدن گلوب به فهرست اولیه نامزدان فیلم خارجی اسکار راه پیدا کرده و  بارسلونا همچنان رئال مادرید را ناکام می گذاره ،  اینجا اصفهان همه چیز آرومه و من تنها نظاره گر این تغییرات هستم.

داریم به آخر سال نزدیک میشیم. تا چشم به هم بزنیم عید نوروز با همه حاشیه هایش می رسه. هر چقدر به آخر سال نزدیک میشیم حس می کنم یک یا چند کاری هست که باید انجام می دادم ولیهیچ کاری در این رابطه صورت ندادم. حس می کنم از زمان عقبم. چرایش را نمیدونم ولی حس می کنم که باید کاری می کردم که نکردم. با اینکه زمان ها به خوبی نمی گذرند اما به سرعت در حال عبور هستند. چند روز پیش که داشتم با هیچکاره حرف می زدم دیدم اون هم همین حال را داره . می گفت : "میشینم رو به روی تلویزیون اما می بینم این کاری نبوده که باید می کردم. میشینم پشت کامپیوتر اما می بینم این هم اون چیزی نیست که باید انجام می دادم. پشت میز تحریر می شینم اما باز هم به مقصودم نمی رسم. " من هم همین حس را دارم. حس می کنم در حال دویدن هستم. دارم به دنبال چیزی می دوم. چیزی را تعقیب می کنم اما در واقع نمی دانم اون چیزی که به دنبالش هستم چیست یا کیست؟! احتمال دارد آن هم احتمال قوی که به دنبال زمان هستم. زمانی که به سرعت در حال طی شدن است. اما مگه این زمان اون هم در شرایط فعلی چی داره که باید برای گذشتش ناآرام باشم؟!

پی نوشت: جای همه خالی. حتما باغمان را که به خاطر دارید. همان باغی که چندین ماه پیش مفصل در موردش نوشتم. اگر یادتان نمی آید اینجا را بخوانید. در این فصل هیچ برگی به درختان نیست و باغمان بی رنگ شده و شاید جذابیت زیادی نداشته باشد ، اما چند هفته ایست که مرتب به آنجا سر می زنم. با تعدادی از دوستان روزهای تعطیل ( که انصافا آمار روزهای تعطیل هم زیاد است) به آنجا می رویم یک دل سیر پینگ پنگ بازی می کنیم. تقریبا بین چهار تا شش ساعت پشت سر هم در حال بازی هستیم. بازیِ به شدت روحیه بخش و نشاط آوریست. جای همه دوستان خالی


خبر فوری: جدایی نادر از سیمین نامزد دو جایزه از جشنواره اسکار گردید. بهترین فیلم نامه و بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان

+ يادداشت در 18:49 توسط امیرحسین ...
دوشنبه بیست و ششم دی 1390
به افتخارت اصغر فرهادی
 

 

اگر بخواهیم از ابتدا هفت خان تولید و اکران فیلم را بررسی کنیم باید از زمانی بنگریم که در جشنواره پارسال از جعفر پناهی حمایت کردی و روند تولید فیلمت متوقف شد. اما باز هم صبوری کردی و به راهت ادامه دادی. از همان زمان که پیش از اتمام فیلمبرداری جایزه ای جهت بهترین فیلمنامه گرفتی میشد حدس زد که چه فیلم بزرگی در انتظارمان هست. بعد از آن هم با گرفتن جوایز متعدد از جشنواره های متعدد و معتبری مثل ونیز راهت را ادامه دادی و همه را پشت سر گذاشتی. اکنون تعداد جوایزت به قدری زیاد است که در کسب جوایز از فیلم های مطرحی چون پدرخوانده هم پیشی گرفته ای...خوشحالیم و به خود می بالیم. میشد هم به موفقیت هایت نگاه کرد هم به بی مهری هایی که با تو شد. بی مهری هایی مثل عدم استقبال از برگشتِ دستِ پرت با شیر طلایی جشنواره ونیز... میشود به سیاهی های های سینمای ایران نگاه کرد....میشد به اوضاع نا به سامانش نگاه کرد....میشد به انحلال خانه سینما چشم دوخت....میشد به بدترین دوران مدیریتی در وزارت ارشاد و صدا و سیما چشم دوخت....اما من الان فقط و فقط می خواهم به موفقیت هایی که تو کسب کردی دلخوش باشم....به نام ایران که دوباره در هنر هفتم بر سر زبان ها انداختی دلخوش باشم....حتی به پوشیدن لباس رسمی همراه با کراوات و پاپیون خوشحال باشم... به وقار و آرامشی که حین دریافت جایزه داشتی دل ببندم و  همینطور به انگلیسیِ روان صحبت کردنت ...

اصغر فرهادی بدان که در ایران  ، سینما دوستانی مثل من امروز از ساعت 3 و 4 صبح چشم به تلویزون دوختیم تا ببینیم دستاوردت را ....بدان که اگر ضرغامی و هم اندیشانش موفقیت های تو را به هیچ نمی انگارند برای ما یک دنیا ارزش دارد و وقتی نامت را شنیدیم با صدای بلند و از ته دل خوشحالیمان را ابراز کردیم.

ممنونم فرهادی ...ممنونم تمام گروه " جدایی نادر از سیمین"

 

+ يادداشت در 11:40 توسط امیرحسین ...